خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۸
خانه » ۱۳۹۸ » فروردین (صفحه ی 3)

آرشیو ماهانه : فروردین ۱۳۹۸

جشنواره فجر ۳۷ زیر تیغ نقد «دولت»/ ایرانی که روی پرده سینما دیدیم

به گزارش خبرنگار مهر، مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری برای دومین سال گزارشی تحلیلی درباره فیلم‌های سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر منتشر کرده و به ارزیابی فیلم‌های این دوره از جشنواره پرداخته است.

بنابر توضیحات مقدماتی، هدف این پژوهش عبارت است از فهم و ارزیابی «تصویری» که فیلم‌های حاضر در دو بخش «سودای سیمرغ» و «نگاه نو» از «ایران» باز نموده‌اند.

۳۰ فیلم این مطالعه، در سطح اول، از منظر عوامل تولید و همچنین سابقه کارگردان یا مولف آن توصیف می‌شوند. در سطح دوم، توصیفی اجمالی از روایت فیلم، شخصیت‌های اصلی و بسط داستان یا پیرنگ داستان ارائه می‌شود. در سطح سوم، هر فیلم مبتنی‌بر مولفه‌های «برسازنده تصویر ایران» تحلیل می‌شود و در نهایت به این پرسش پاسخ داده می‌شود که مجموع فیلم‌های جشنواره فجر ۹۷، در نظام معنایی خود، چه تصویری از ایران را مورد بازنمایی قرار می‌دهند.

بازخوانی این گزارش از دو وجه حائز اهمیت است؛ اول مواجهه تحلیلی با بخشی از سرفصل‌های محتوایی فیلم‌های حاضر در جشنواره و از آن مهم‌تر اطلاع از زاویه نگاه و شاخص‌های محتوایی یکی از زیرمجموعه‌های پژوهشی نهاد ریاست جمهوری که به‌وضوح می‌توان آن را شاخصی برای ارزیابی «رویکردهای کلان فرهنگی» ریاست جمهوری و به تبع «دولت» قلمداد کرد.

نکته جالب‌تر اما این است که این گزارش در حالی از سوی یک نهاد دولتی منتشر می‌شود که بخش‌هایی از آن قرابتی حداقلی با نگاه سکان‌داران اصلی‌ترین زیرمجموعه دولت در حوزه فرهنگ و هنر یعنی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، درباره سینما دارد. گزارش تحلیلی مرکز بررسی‌های استراتژیک درباره جشنواره سی‌وششم با سکوت مسئولان سینمایی مواجه شد و این بار هم هنوز هیچیک از مسئولان ارشاد و سازمان سینمایی، واکنشی به گزارش حاضر نشان نداده‌اند.

بخش‌های مهم این گزارش تحلیلی را که طبیعتاً محصول نگاه کارشناسان مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری است و بخش‌هایی از آن می‌تواند در فرصتی مناسب مورد نقد و بررسی قرار بگیرد را در زیر مرور می‌کنیم؛

جای خالی مسائل سیاسی و سینمای حمایتی

در بخشی از این گزارش به این مساله اشاره شده است که «چرا فیلم‌هایی که در این دوره از جشنواره ساخته شده است به مسایل سیاسی پرداخته نشده است»، به عنوان مثال در این گزارش آمده است: می‌توان این پرسش را مطرح کرد که چرا حتی در یکی از فیلم‌های حاضر در جشنواره ۹۷ شاهد سیاست‌های جامعه‌محور نیستیم و حتی در یک فیلم هم حضور و فعالیت نهادهای مدنی و احزاب و جنبش‌ها و پویش‌های اجتماعی و یا هر شکل دیگر از فعالیت جمعی شهروندان برای تاثیر روی سیاست‌گذاری را ندیدیم؟

در ادامه این گزارش تأکید شده است: پاسخ به این پرسش تنها زمانی ممکن است که توجه داشته باشیم در جشنواره فجر ۹۷ هر چهار فیلمی که مصداق تولید بزرگ (بیگ‌پروداکشن) سینمایی هستند یا مستقیماً توسط نهادهای حکومتی حمایت شده بودند از جمله «۲۳ نفر» با حمایت «اوج» که وابسته به سپاه است، یا حامیان مالی و تهیه‌کنندگانش از چهره‌هایی بودند که رشد و توفیق‌شان مرهون نزدیکی به یکی از نهادهای حکومتی بوده است («ماجرای نیمروز ۲»، «شبی که ماه کامل شد» و «تختی»). همچنین هر چهار فیلمی که به معنای خاص کلمه موضوع سیاسی داشتند («ماجرای نیمروز ۲»، «شبی که ماه کامل شد»، «دیدن این فیلم جرم است» و «۲۳ نفر») به نحوی توسط نهادهای حکمرانی حمایت شده بودند و در نتیجه هر چهار فیلم سیاست «حکومتی‌محور» بود. «دیدن این فیلم جرم است» هم صرفاً با حمایت «سازمان سینمایی سوره» می‌توانست مجوز ساخت و پخش بگیرد.

یکی دیگر از مواردی که در این گزارش به آن اشاره شده است، بحث سرمایه‌گذاری در سینما است، آنچه که روی آن تاکید شده این است که از ۱۵ فیلم حاضر در این جشنواره تنها توسط ۳ تهیه‌کننده حمایت شده است، ۳ تهیه‌کننده‌ای که وامدار ارتباطات غیرشفاف با چهره‌ها و نهادهای حکومتی یا حضور در تلویزیون بوده‌اند، همچنین با قرار دادن بنیاد سینمایی فارابی و موسسه اوج، تاکید می‌کند که «بخش عمده سینمای جشنواره امسال ایران به انتخاب «۵ نفر» جهت پیدا کرده و تغذیه شده بود. روشن است که سینمایی که ۵ نفر سرنوشتش را تعیین می‌کنند و مسیر رشد آن پنج نفر هم لزوماً شایسته سالارانه نبوده و نظارت موثری هم بر آن‌ها از سوی رسانه‌ها اعمال نمی‌شود و شفافیت مالی هم ندارند، مستعد آفات بیشتری می‌شود.»

فیلم‌های کلیشه‌ای و چند نمونه موفق

در بخش دیگری از این گزارش به کلیشه بودن داستان فیلم‌ها اشاره می‌شود، به گونه‌ای که نگارنده گزارش معتقد است که یکی از ویژگی‌های نامطلوب سینمای ایران در این دوره از جشنواره این است که درام‌های اجتماعی در دام کلیشه‌ها افتاده است.

اکثر سینماگران در این دوره از جشنواره ایران را به گونه‌ای به تصویر کشیده‌اند که شهروندانش زیر آوار مصایب و رگبار مشکلاتِ نفس‌گیر عامل یا قربانی «خشونت» می‌شوند و یا در «جامعه‌ای» که در سینمای جشنواره فجر نشان داده است، اغلب زنان همچنان یا اغواگرند یا ضعیف و قربانی و به ندرت کامیاب و مستقل‌اند مدعای نویسندگان این گزارش این است که در اغلب این درام‌ها شاهد شکل‌گیری تیپ‌ها و روایت‌های تکراری هستیم. البته در همین گزارش به آن اشاره شده است که: «فیلم «متری شش و نیم» جزو معدود نمونه‌هایی است که سعی می‌کند تا حدودی به این پیچیدگی مناسبات و روابط ساختاری نزدیک شود. این فیلم، اما، با اینکه در تصویرگری روابط و مناسبات ساختاری در بخش اعظمی از روایت خود موفق است اما در نهایت عوامل فرامتنی چنان در نهایت خود را بر روایت فیلمساز تحمیل می‌کند که پایان‌بندی آن باز در دام کلیشه‌ای دیگر اسیر می‌شود. احتمالاً این امر بیش از هر چیزی ناشی از ضعف فیلمنامه و کارگردانی در پایان‌بندی فیلم باشد.

حضور غیاب؛ از سرخ‌پوست تا رد خون

«حضور غیاب» مساله دیگری است که در این گزارش به آن اشاره شده است، به این معنا که در بسیاری از فیلم‌ها غایبی حضور دارد که می‌تواند قهرمان داستان نیز باشد، مانند فیلم «سرخپوست» غایبی که او را جز از فاصله‌ای بسیار دور نمی‌بینیم تا او را واقعی بدانیم در فیلم تعیین‌کننده است. ما در مقام مخاطب، در انتهای فیلم از زاویه دید این کاراکتر است که ناظر بر واقعه‌ای می‌شویم که در گذشته‌ای که به روایت فیلمساز نوستالژیک است اتفاق می‌افتد.

و یا درباره «ماجرای نیمروز: رد خون» به این مساله اشاره می‌کند که مصداق «حضورِ غیاب» همه کاره بودن صادق (مامور اطلاعاتی) در غیاب رهبرانی بالارتبه‌تر هستیم. نبود آنها است که به این مامور اطلاعاتی امکان می‌دهد چنان که می‌فهمد و می‌تواند، عمل کند. آیا این غیاب تدبیری برای انداختن مشکلات به گردن وی و تبرئه دیگران است؟

ایرانی که روی پرده دیدیم

به تصویر کشیدن «ملت و دولت ایرانی» یکی دیگر از بخش‌های این گزارش است، نگارنده این گزارش معتقد است؛ «اکثر سینماگران در این دوره از جشنواره ایران را به گونه‌ای به تصویر کشیده‌اند که شهروندانش زیر آوار مصایب و رگبار مشکلاتِ نفس‌گیر عامل یا قربانی «خشونت» می‌شوند و یا در «جامعه‌ای» که در سینمای جشنواره فجر نشان داده است، اغلب زنان همچنان یا اغواگرند یا ضعیف و قربانی و به ندرت کامیاب و مستقل‌اند؛ اغلب جوانان فکر می‌کنند اسیر ساختارهای فسادپروری شده‌اند که نسل قبل ساخته است، ردِ پای آقازاده‌ها و «ژن‌های خوب» و ویژه خوارانش در همه حوزه‌ها دیده می‌شود، حکمرانانش از نظر مردم سر و ته یک کرباسند، قانون و قوه قضاییه و زندان‌ها در پیشگیری از جرم و بسط عدالت عاجزند…»

برداشت این گزارش از فیلم‌های جشنواره فیلم فجر و به تصویر کشیدن «پدر» و یا «مرد ایرانی» هم این است که: مردان در سینمای جشنواره امسال موجوداتی خشن، هوس‌باز، منحرف، و فردگراهایی که در پی هیچ اقدام جمعی نیستند، معرفی می‌شوند. این مردان که در بین فضولات انسانی دنبال کسب درآمد هستند، نه تنها نقش فعال و مثبتی در تربیت فرزندی ندارند بلکه هیچ نقش مثبتی در زندگی ندارند.

از ۱۵ فیلم حاضر در این جشنواره تنها توسط ۳ تهیه‌کننده حمایت شده است، ۳ تهیه‌کننده‌ای که وامدار ارتباطات غیرشفاف با چهره‌ها و نهادهای حکومتی یا حضور در تلویزیون بوده‌اند برای نمونه به فیلمی چون «درخونگاه» اشاره می‌کند که در آن یکی از مردان فیلم، «مهدی» رزمنده مفقودی است که نقش او نبودن است. رضا قهرمان زندگی تراژیک داستان یک انسان منفرد و ضد اجتماع تصویر می‌شود؛ کسی است که تمام دار و ندار خود را به دلیل خودخواهی‌های تک‌تک اعضای خانواده‌اش از دست داده است. رضا نهایتاً به زنی که از منظر اجتماعی به بدنامی اشتهار دارد پناه می‌برد. پدر رضا کسی است که عیاشی و مالیخولیاهای فردی‌اش را بر مصالح خانواده ترجیح می‌دهد و داماد خانواده هم کسی است که رستگاری خود را در قاچاق دیده است. این داماد کسی است که با برانگیختن طمع اعضای خانواده مشوق آنان در استفاده از اندوخته‌های رضا می‌شود.

در این گزارش اما به مردانی نیز اشاره می‌شود که چهره واقعی مرد را به تصویر می‌کشد که از آن جمله می‌توان به «ملاصالح» در فیلم «بیست و سه نفر»، امیر در «جمشیدیه» (گرچه منفعل، همسرش را همراهی می‌کند)، جلال در فیلم «جان‌دار» (که به رفتارهای غیراخلاقی تن نمی‌دهد). به عبارت دیگر، تقریباً شخصیت‌های مرد مهم و قابل ذکری که مثبت تصویر شده باشند در فیلم‌های این دوره مشاهده نمی‌شود.

مادر ایرانی

بررسی تصویر مادر در آثار سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر هم حائز اهمیت است.

در این گزارش نقش مادر را در فیلم‌های مختلف توصیف می‌کند. به عنوان مثال در فیلم «سال دوم دانشکده من»، مادر مهتاب زنی است با مشکل شنوایی؛ گویی حرف نسل جوان را نمی‌فهمد. مادر مهتاب، دخترش را درک نمی‌کند و تنها به دلیل بیوه بودنش به دنبال حفظ درآمد خانواده از طریق مغازه‌ای است که در اختیار منصور است و به همین دلیل اصرار بر ازدواج منصور با مهتاب دارد. مادر آوا نیز با دخترش غریبه است و حتی وسایل او را نمی‌شناسد و برای بهبود دخترش صرفاً متوسل به دعا است و هیچ حس مادرانه‌ای به مخاطب منتقل نمی‌شود.

مثال‌هایی که در این گزارش به آنها استناد شده عبارتند از: در فیلم «تختی»، به نقش مادر غلامرضا در مسیر پیشرفتش اشاره نمی‌شود و او نیز مادر کنشگری نیست و یا در فیلم «مردی بدون سایه»، سایه مادری مهربان است که بخاطر نگهداری فرزندش، در خانه مشغول به کار است؛ اما سرانجام به دلیل نیاز مالی و البته علاقه خود سایه، در یک هلدینگ مشغول به کار مترجمی می‌شود. علاقه سایه به اشتغال در یک کار تمام وقت، بر وظیفه مادری‌اش غلبه می‌کند و عملاً دختر سایه روزها را یا با پدر بی کارش و یا در خانه مادربزرگش می‌گذراند. در مجموع مادران جشنواره سی و هفتم فیلم فجر و در حدود ۱۶ فیلم این جشنواره، مادرانی ناآگاه به دغدغه جوانان، غریبه با فرزندان، غیرعقلانی، خرافاتی، خائن در امانت، هوس‌باز و اغواگر، منفعل، غیرکنشگر، درگیر عاشقانه‌های دوران جوانی، شاغل و بی‌توجه به وظایف مادری و… هستند و نمایش تصویر مادرانی فداکار، باحیا، گره‌گشا و امیدبخش، کم‌یاب است.

از نگاه پژوهشگران این گزارش «چرایی شکل‌گیری زنان و مردان کلیشه‌ای در جشنواره سی‌وهفتم فجر را می‌توان در دو سطح تبیین کرد. در سطح اول، این امر برآمده از ناتوانی جامعه در بازتولید مردان و زنانی «خودآئین» است. خودآئینی مسیری است که در آن زنان و مردان واجد عاملیت لازم در برساخت آن نوع از زیست‌جهان نیک همگانی هستند که در آن زن مستقل الزاماً به معنای تصویرکردن مرد منفعل نیست و بالعکس. در سطح دوم، این امر برآمده از آن جهان اجتماعی سلسله‌مراتبی است روابط و نقش‌های جنسیتی تهی از سازوکارهای اجتماعی، فرهنگی و حقوقی لازم برای برقراری روابط و تعریف نقش‌هایی غیرسلسله‌مراتبی است.»

دین ایرانی

اما در حوزه دین در سینمای ایران در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر در این گزارش آمده است: در هیچ‌یک از فیلم‌های بخش سودای سیمرغ، مذهب و اعتقادات دینی به عنوان مرجعی معنابخش و سعادت آفرین معرفی نشده است که با استمداد از آن بتوان وضعیت‌های بحرانی را به سامان آورد و گره‌های دراماتیک را گشود.

در هیچ‌یک از فیلم‌های بخش سودای سیمرغ، مذهب و اعتقادات دینی به عنوان مرجعی معنابخش و سعادت آفرین معرفی نشده است که با استمداد از آن بتوان وضعیت‌های بحرانی را به سامان آورد و گره‌های دراماتیک را گشود براساس این گزارش: در فیلم «جمشیدیه» نیز که موضوع آن ارتباطی با قصاص دارد دین و نمادهای مربوط به آن (مسجد) در قالب برگزاری مجلس ترحیم به چشم می‌خورد. متاثر از «فردگرایی افراطی» حاکم بر فیلم‌های حاضر در این جشنواره، دین و مذهب ترجیحی فردی نموده شده است (مانند نماز خواندن تختی) که هیچ مرجعیت اجتماعی ندارد. در دیگر فیلم‌ها، مثلاً در «ایده اصلی»، «پالتوشتری»، «مردی بدون سایه»، «طلا»، «حمال طلا»، «بنفشه آفریقایی»، «سرخپوست»، «متری شش و نیم»، «سونامی»، «روزهای نارنجی»، «درخونگاه»، «تیغ و ترمه»، «معکوس»، «مسخره باز»، و «قصر شیرین»، دین و اعتقادات مذهبی اساساً حضور ندارد و یا در فیلم «شبی که ماه کامل شد» شخصیت منفی اصلی (عبدالمالک ریگی) ولو به نمایندگی از برداشت منحرفانه از دین اما رفتارها و گفتارهای دینی دارد. اگر سخنان و رفتارهای عبدالمالک بافتارزدایی و از قاب تروریسم خارج شود مشابه و تداعی‌کننده سخنان و استدلال‌های مطرح شده در کلام برخی از بزرگان اسلام انقلابی و رهبران دینی و سیاسی کشور است. استدلال‌های ریگی بی‌پاسخ رها می‌شود و گفتمان بدیل و رقیبی در تقابل با گفتار ریگی در میان آورده نمی‌شود تا کیفیت باطل بودن ریگی روشن شود.

در ادامه این گزارش تأکید شده است: به عبارت دیگر در فیلم «شبی که ماه کامل شد» شاهد بازنمایی قرائتی به اصطلاح ناصواب از دین هستیم که برای اثبات اشتباه بودن مفاد آن تلاشی صورت نمی‌گیرد. این در حالی است که بسیاری از گفته‌ها و احتجاجات عبدالمالک ریگی مصداقی از «کَلِمَةُ حَقٍّ یُرَادُ بِهَا بَاطِلٌ» است. عجیب‌تر آن است که رقیب دین باطل عبدالمالک ریگی نه یک نظام گفتمانی که تنها عاطفه‌ای انسانی است که قرار است در روابط دختری زیبا از تهران با پسر شاعر مسلک بلوچ که اهل موسیقی است تجلی یابد. در این فیلم در ازای بیانیه‌های تند و فهم باطل دینی جیش العدل، هیچ دین و نظام معرفتی بدیلی مطرح نمی‌شود.

عشق ایرانی

در بخشی از این گزارش آمده است: مفهوم عشق از جمله در جشنواره امسال مشمول فرآیند افسون‌زدایی / رازآمیزی شده است. عشق در سینمای فجر ۹۷ نوعاً به روابط متداول و مبتنی بر خواست متقابل یا توافق‌های اجتماعی فرو کاسته شده و جز در چند مورد به عنوان رابطه‌ای مقدس و نجاتبخش تصویر نشده‌است. مثلاً در فیلم «جان دار» عشق مادر (معتمد آریا) به فرزندش (جلال) و عشق یاسر به اسماً خودخواهانه، فروکاهنده ارزش‌های انسانی، و امری که در تقابل با اخلاق قرار می‌گیرد، تصویر می‌شود. در فیلم «زهرمار» عشق رهی به همسرش نتیجه‌ای شرارت آمیز دارد و موجب انتقام‌گیری او از حاج حشمت مداح می‌شود. همچنین عشق لی‌لی زن بدکاره و بدنام فیلم به فرزندش محرک او در ارتکاب به همه خطاکاری‌های اوست.

در مجموع مادران جشنواره سی و هفتم فیلم فجر و در حدود ۱۶ فیلم این جشنواره، مادرانی ناآگاه به دغدغه جوانان، غریبه با فرزندان، غیرعقلانی، خرافاتی، خائن در امانت، هوس‌باز و اغواگر، منفعل، غیرکنشگر، درگیر عاشقانه‌های دوران جوانی، شاغل و بی‌توجه به وظایف مادری و… هستند این گزارش می‌افزاید: عشق در فیلم «مردی بدون سایه» قربانی شک و حسد، در «قسم» قربانی خیانت، در «پالتو شتری» موضوع تمسخر آمیز تجارت و کاسبی، و در «آشفتگی» محملی برای طمع ورزی و دنائت اخلاقی می‌شود. در فیلم «تیغ و ترمه»، عشق چیزی جز هوس نیست. اما در فیلم «سرخپوست» عشق مایه رهایی و گذشت و در «سمفونی نهم» مایه رهایی از حسد معرفی می‌شود.

قانون و مقررات ایرانی

در گزارش مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری آمده است: قانون در فیلم‌های این دوره از جشنواره نه محترم و نه کارگشا است. گذشته از این، قانون امری جمعی و فصل‌الخطاب تلقی نمی‌شود و لذا نه لازم الاتباع و نه حلال مشکلات بلکه مزاحمی است که برای رسیدن به آرامش باید از آن عبور کرد. در بسیاری از فیلم‌های این دوره به جای مواجهه با قانون شاهد غیاب آن هستیم. قصاص بمنزله امری فقهی از موضوعات مورد توجه برخی از فیلم‌های جشنواره ۳۷ است. قصاص نه در قالب راه حلی برای تسهیل زندگی جمعی، بلکه خود عاملی مساله‌آفرین معرفی شده است.

براساس این گزارش: در فیلم‌های «دیدن این فیلم جرم است» و «ماجرای نیمروز؛ رد خون» قانون در مقابل خواست فردی کاراکترها تعطیل و معوق می‌شود. در «دیدن این فیلم جرم» است قانون در قالب داستانی ساختگی در مقابل غیرت قرار می‌گیرد و راه حل قهرمان فیلم عبور از قانون و مصالح ملی به نفع مصلحت فردی است، کاری که سردار پشت دری بسته به اجرا می‌گذارد. در فیلم «ماجرای نیمروز؛ رد خون» قانون خواسته‌های یک فرد اطلاعاتی خشک و انعطاف ناپذیر می‌شود که می‌توان و بهتر است که نادیده گرفته شود. در فیلم «متری شش و نیم» قانون حتی دست و پای مجریان خود را می‌بندد و اجرای آن در حق کسی که به هر خلاف ممکن دست زده، موجب گمراهی و تیره روزی عده کثیری شده است، امری کراهت آمیز و منفی معرفی می‌شود.

گذشته و آینده ایرانی

مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری معتقد است: سینمای ما فاقد «رویای ملی» است. سینمای ما نمی‌تواند و یا شهامت آن را ندارد که به‌شیوه‌ای روشن در خلق و بسط این رویای ملی مشارکت کند. مراد از رویای ملی تصور امیدوارانه از احوالی است که در آن پا بر شانه‌های گذشته و حال نهاده، بتوانیم آینده روشن و مطلوب را تحقق بخشیم.

در همین راستا تأکید شده است: در فیلم‌های «سرخپوست» و «ناگهان درخت» گذشته در قالب قابی به غایت گزینشی و چیده شده ارائه می‌شود. نمایش گرم و دل‌پذیر گذشته تاریخی در این فیلم‌ها با پیوند خوردن اغراق‌آمیز به «طبیعت»، تصویری آرمانی از گذشته‌ای از دست‌رفته را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. دلیل دیگری در ناممکن‌شدن فعالیت گذشته در این فیلم‌ها ناتوانی روایت‌ها از برقراری رابطه‌ای واسطه‌مند با اکنون است. در فیلم «سرخپوست» اساساً هیچ نسبتی با حال برقرار نمی‌شود مگر آنکه مخاطب دست به تاویل بزند. در این فیلم روایت حسرت‌بار از گذشته‌ای که دلچسب و گرم تعریف شده‌است در تقابل با حال حاضر قرار می‌گیرد. نکته بسیار مهم در این فیلم ختم فیلم از منظر فردی غایب است. درواقع گویی اتفاقی افتاده است و مخاطب خود شاهد آن (بوده) است. اتفاقی که ممکن است در حافظه جمعی بخشی از مردم ایران قابل تشبیه به کنار کشیدن شاه از سرکوب به خاطر همراهی با همسرش باشد.

این پژوهش اضافه می‌کند: اگر نفی حال را شیوه‌ای برای تصویر کردن آینده تعبیر کنیم و آن را تلاشی برای نشان دادن «هست‌ها» به منظور تدارک «بایدها» یی بدانیم که فردا را تصویر می‌کند، آن‌گاه می‌توانیم نوعی از آینده‌گرایی را در فیلم‌ها تصور کنیم. تصویر منفی ارائه شده از ایران (به شرحی که در بخش تصویر کلی ایران گفته شده است) خود پروردن آرزوی فردایی است مطلوب‌تر. اما پرسش اصلی می‌تواند این باشد که چرا سینمای ما این آینده را به وجهی ایجابی بیان نمی‌کند؟

ناکامی در برساخت «امید اجتماعی»

در این گزارش درباره مساله امید ایرانی در آثار راه یافته به جشنواره فیلم فجر آمده است: بخش اعظمی از فیلم‌های به نمایش درآمده در جشنواره فجر سی و هفتم در برساخت امید اجتماعی ناکام می‌مانند. بدین معنا، امید به هیچ وجه امری نه صرفاً فردی یا روانشناختی بلکه امری جمعی و Collective است. درست است که هر جمع از افراد یا اشخاص کلید می‌خورد و در نهایت، شکلِ هر «جمع» تا حدودی صورت همان اجزای آن است، اما امید به منزله یک مفهوم یا ایده همواره از تک‌تک افراد فراتر می‌رود و آنچه «امید جمعی» می‌خوانیم «مازادی» بر امیدهای تک‌تک افراد دارد. این مازاد، مازادی تاریخی-سیاسی است.

بین محصولات سینمایی با سیاست‌های سینمایی تنافری اساسی به چشم می‌آید. چنین تنافری به هیچ وجه در سینمای ایران جدید نیست و سابقه تاریخی طولانی‌مدتی در ایران دارد به‌عنوان مثال در این پژوهش آمده است: در فیلم‌های اجتماعی مانند «معکوس»، «تیغ و ترمه»، «درخونگاه»، «روزهای نارنجی»، «یلدا»، «جمشیدیه»، «مردی بدون سایه»، «دیدن این فیلم جرم است»، «پالتو شتری»، «متری شش‌ونیم»، «ایده اصلی»، «سونامی»، «جان‌دار»، «قسم»، «آشفتگی»، و «حمال طلا» با بیشمار «مصائب و آسیب‌های اجتماعی» روبرو هستیم که اساساً حتی در یک مورد «پایان‌بندی خوش» برآمده از دل کُنشی جمعی و معطوف به آشتی طرفین منازعه در درام دیده نمی‌شود. قهرمانان این روایت‌ها، قهرمانانی شکست‌خورده، در هم فروخورده، و ناکام هستند. حتی قهرمان فیلم «متری شش‌ونیم» که پلیسی با پیچیدگی‌های شخصیتی و روانی است نیز در فضایی امیدوار نسبت به آینده فراهم نمی‌آورد. «آشتی و مصالحه» میان شخصیت‌ها به ندرت در این فیلم‌ها تصویر می‌شود. تضاد یا آنتاگونیسم در فیلم‌های اجتماعی نمایش‌داده‌شده در حد اعلای خود تصویر می‌شود. «سال دوم دانشکده من» یکی از معدود نمونه‌هایی است که در آن درام روایت‌شده در نهایت به حدی از آشتی و مصالحه میان طرفین راه می‌برد. از این رو، جهان اجتماعی تصویر شده بر پرده جشنواره سی‌ونهم جهان تضادهای حدی است. تردیدی نیست که بدون ترسیم تضاد اساساً درام و سینما تا حد بسیار زیادی ناممکن می‌شود. اما در جهان سینمای اجتماعی سینماگران اجتماعی راهی برای مذاکره، چانه‌زنی، یا رسیدن به نقطه‌ای میانی وجود ندارد. سینمای ناامید اجتماعی تصویرشده در جشنواره‌ی سی‌وهفتم تضادها را تا حد نهایی خود پیش می‌برد. محصول نهایی چیزی نیست جز حذف یکی از دو طرف منازعه.

جمع بندی؛ تنافر میان محصولات سینما و سیاست‌های سینمایی

در بخش پایانی این گزارش تاکید شده است: بین محصولات سینمایی با سیاست‌های سینمایی تنافری اساسی به چشم می‌آید. چنین تنافری به هیچ وجه در سینمای ایران جدید نیست و سابقه تاریخی طولانی‌مدتی در ایران دارد. به عبارت دقیق‌تر، از زمان پیدایش سینما در ایران تا به امروز شکاف میان محصولات سینمایی و سیاست‌های سینمایی وجود داشته است. در دوره‌های مختلف، این شکاف کم و زیاد شده است. نکته‌ای که باید بر آن تاکید داشت این است که این شکاف بیش از هر چیزی تحت تاثیر تحولات اجتماعی-سیاسی در زندگی عینی مردمانی بوده است که در جغرافیایی بنام ایران، «مخاطبان» اصلی سینما بوده‌اند.

نویسندگان این گزارش تأکید کرده‌اند: در سینمای کشور، درست مانند مغازه‌ای که با نوشته‌ای اعلام می‌کند رعایت شئونات در آن الزامی است، بسیاری از نشانه‌ها، خواه داخلی بود یا خارجی، یا به پرده‌های سینمایی راه نمی‌یافت یا در صورت حضور بر آن، ناپسند و مطرود «بازنمایی» می‌شد. فی الواقع، در دوره‌های مختلف، قدرت چه به شکل عریان و چه بصورت غیرعریان، آشکارا و در لفافه، در قالب «سیاست سینمایی» بر آن سر بوده است تا «نظم نمادین مطلوب» خود را بر پرده سینما متجلی کند و در برابر، فیلمسازان نیز سعی کرده‌اند کم و بیش برداشت مدنظر خود از حیات اجتماعی و پیچیدگی‌های آن را بر پرده سینما روایت کنند. در عمل، ممنوع شدن اکران و توقیف فیلم‌ها زمانی رخ داده است که «قدرت حاکم» نتوانسته باشد «قدرت نمادین» سینماگر را در مراحل مقدم بر اکران مهار کند.

متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید.

تیتراژ «ژن خوک» با صدای محسن چاوشی/ «حلالم کن» منتشر شد

دریافت
۹ MB

به گزارش خبرگزاری مهر، تیتراژ فیلم سینمایی «ژن خوک» به کارگردانی سعید سهیلی با ترانه سرایی، آهنگسازی، خوانندگی و تنظیم محسن چاوشی خواننده موسیقی پاپ در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

«ژن خوک» جدیدترین ساخته سعید سهیلی که از یکشنبه ۲۶ اسفند ماه در سینماهای تهران و شهرستان‌ها اکران شده است. هادی حجازی فر و سینا مهراد در نقش رضا کیشمیش و عماد گربه شخصیت‌های اصلی «ژن خوک» هستند. ضمن اینکه همچنین نازنین بیاتی، بهرنگ علوی، صبا سهیلی، قربان نجفی، علیرضا مهران، شهین تسلیمی، مهدی دانایی مقدم، احمد مینایی، افشین اخلاقی، فرشید نزاکتی، علی رحیمی، وحید کرمانی، مهسا آبیز با حضورِ الناز حبیبی و هنرمندیِ جمشید هاشم پور دیگر بازیگران «ژن خوک» را تشکیل می‌دهند.

دیگر عوامل «ژن خوک» عبارتند از: نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده: سعید سهیلی، مدیر فیلمبرداری: مسعود سلامی، تدوین: فرامرز هوتهم، موسیقی: ستار اورکی، طراح لباس: ملودی اسماعیلی، مدیر تولید: سجاد رحیمی، صدابردار: وحید مقدسی، دستیار یک کارگردان: حامد مختاری، برنامه‌ریز: امید جزینی، طراح صحنه: محمدرضا میرزامحمدی، طراح چهره‌پردازی: عباس عباسی، عکاس: سحاب زریباف، منشی صحنه: سعیده دلیریان، پشت صحنه: روزبه خسروی، دستیار تهیه: محمد محمدیان، مدیر تدارکات: محمد ابراهیمی، مدیران تبلیغات: میثم میرزایی و آریان امیرخان، مشاور رسانه‌ای: مریم قربانی‌نیا، پخش از فیلم آفرین.

محمد مطیع بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون درگذشت

به گزارش خبرنگار مهر، محمد مطیع بازیگر سینما و تلویزیون ساعتی قبل در منزل شخصی خود در کشور سوئد و در سن ۷۵ سالگی درگذشت.

مطیع ایفای نقش در مجموعه‌های تلویزیونی ماندگاری همچون «هزاردستان»، «سلطان و شبان»، «امیرکبیر» و «کوچک جنگلی» و نیز فیلم‌های سینمایی «کلاغ»، «دایره مینا»، «بازداشتگاه»، «آوار»، «گردباد» و «روزهای انتظار» را در کارنامه حرفه‌ای خود داشت.

خبرگزاری مهر درگذشت این هنرمند را به خانواده مطیع و جامعه هنری ایران تسلیت می‌گوید.

سینمای کودک و نوجوان در سال۹۷ به خوبی دیده شد/ امیدها برای سال نو

فرزاد اژدری تهیه کننده و کارگردان سینما در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اتفاقاتی که در سینمای کودک و نوجوان در سال گذشته رخ داد، گفت: خوشبختانه در سال ۹۷، تعداد نمایش فیلم‌ها در حوزه سینمای کودک و نوجوان نسبت به سال‌های گذشته افزایش چشمگیری داشت، این در حالی است که پیش از این اکران این گروه از فیلم‌ها تنها در فصل خاصی از اکران در سینماهای کشور نمایش داده می‌شد.

وی ادامه داد: مساله دیگری که در سال گذشته در حوزه سینمای کودک و نوجوان رخ داد که می‌تواند نوید دهنده توسعه این سینما به شمار رود، شکل گیری مرکز توسعه سینمای کودک و نوجوان توسط سینماگران کودک و نوجوان است، این مرکز قرار است به زودی به ثبت رسد و می‌تواند تأثیر قابل توجهی در این سینما داشته باشد.

این کارگردان سینمای کودک و نوجوان با اشاره به اینکه سینمای کودک و نوجوان در سالی که گذشت به خوبی دیده شد، توضیح داد: امیدواریم در سال جاری اتفاقات خوبی در سینمای ایران رخ دهد و مدیران دولتی سینما نیز برنامه ریزی مناسبی برای این سینما داشته باشند.

اژدری با اشاره به اکران‌های سینمای کودک و نوجوان گفت: اینکه قرار است هر سرگروه سینمایی در سال جدید یک فیلم در حوزه کودک و نوجوان اکران کند، می‌تواند یکی از مهمترین و بهترین اتفاق‌های سینمای کودک و نوجوان باشد.

شرایط سخت فیلمسازی در سال جدید/ مشکلات اقتصادی گسترده می‌شود

تورج منصوری مدیر فیلمبرداری و تهیه‌کننده سینما در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اینکه در سال ۹۷، در هیچ پروژه سینمایی حضور نداشته و بیشتر درگیر فعالیت‌های صنفی بوده است، گفت: این را می دانم که سالی که گذشت سال چندان آسانی برای سینما و سینماگران نبود و البته به نظر هم نمی‌آید که سال جدید نیز سال آسان‌تری به خصوص در حوزه اقتصادی باشد.

وی با اشاره به اینکه مسائل اقتصادی در حال حاضر جزو مهم‌ترین مشکلات جامعه امروز به شمار می‌رود، بیان کرد: یکی از بخش‌هایی که مسائل اقتصادی می‌تواند بیش از هر جای دیگر روی آن تأثیرگذار باشد، مساله تولید فیلم است. بی شک با توجه به مشکلات موجود، رغبت بخش خصوصی برای سرمایه گذاری در تولید فیلم کمتر می‌شود.

این مدیر فیلمبرداری ادامه داد: می‌توان حدس زد در سال ۹۸ امکان سرمایه گذاری از سوی بخش خصوصی در سینمای ایران کمتر و دست و بال آدم‌هایی که در سینما هستند و از طریق سینما ارتزاق می‌کنند، بسته‌تر می‌شود.

وی تاکید کرد که سال ۹۸، سال آسانی برای سینمای ایران نخواهد بود و در این زمینه توضیح داد: شاید تنها امید به یک معجزه بتواند شرایط موجود را درست کند که البته بعید می‌دانم چنین معجزه‌ای در سینمای ایران رخ دهد، چرا که در سال‌های اخیر نیز معجزه‌ای برای سینمای ایران رخ نداده است.

منصوری گفت: در حال حاضر در سینمای ایران، کیفیت فیلم فدای حضور بازیگر شده است. بازیگران گران قیمت، ۹۰ درصد از هزینه تولید یک فیلم را می‌بلعند و تنها ۱۰ درصد برای عوامل پشت دوربین می‌ماند. اما تاکید می‌کنم این سیاست تهیه‌کنندگی که البته در مورد تهیه‌کنندگان حرفه‌ای صدق نمی‌کند، مشکلاتی را به وجود آورده است.

وی ادامه داد: در حال حاضر برخی از تهیه‌کنندگان تازه وارد با پول‌های بزرگ وارد سینما می‌شوند، این تهیه‌کنندگان نگاه جدیدی به سینما دارند که آزمون و خطای این نگاه می‌تواند برای سینمای ایران مشکلاتی را به همراه داشته باشد.

مدیر فیلمبرداری «ملی و راه‌های نرفته‌اش» توضیح داد: متأسفانه هزینه تولید فیلم در سینمای ایران بسیار افزایش پیدا کرده و همین مساله مشکلاتی را پیش آورده است. در واقع تولید یک فیلم بسیار خلوت و آپارتمانی کمتر از یک میلیارد و پانصد نمی‌شود. این مبلغ عددی است که به زبان راحت می‌آید، در صورتی که برای برخی از سینماگران درآمد یک عمر فعالیتشان نیز این مقدار نمی‌شود.

منصوری در پایان تاکید کرد: بی شک با کاهش تولید فیلم در سینمای ایران، مشکلات اقتصادی اهالی سینما نیز افزایش می‌یابد. امیدوارم شرایطی فراهم شود تا کیفیت تولید در سینمای ایران افزایش پیدا کند.

پنج روایت از تحولات «سینمای ۹۷»/ معمای بی‌پاسخ «پول‌های مشکوک»

خبرگزاری مهر -گروه هنر-نیوشا روزبان: مسیر حرکت سینمای ایران و تحولات کلیدی آن در سال ۱۳۹۷ با فراز و نشیب‌های بسیاری همراه بود و اتفاقات بسیاری رخ داد که باعث ایجاد جریان‌های جدید در سینمای ایران شد. جریان‌هایی که هم می‌تواند بخشی از سینمای ایران را چه در حوزه سیاست‌گذاری دولتی و چه در حوزه سرمایه‌گذاری خصوصی، از ریشه تغییر دهد وهم می‌تواند در سطح باقی بماند و تنها موجی گذرا برای در فضای رسانه‌ای را به یادگار بگذارد.

در این گزارش مروری داشته‌ایم بر مهمترین تحولاتی که طی یک سال گذشته در سینمای ایران رخ داده است؛ از میان مجموع تحولات هم پنج تحول کلیدی‌تر را مورد بازخوانی قرار داده‌ایم.

با ما در این گزارش همراه باشید:

روایت اول؛ معادله چندمجهولی «شفافیت مالی»

یکی از مهمترین اتفاقاتی که سال گذشته در سینمای ایران رخ داد، طرح گسترده مساله شفاف سازی مالی در هر دو بخش دولتی و خصوصی بود؛ اتفاقی که سبب شد نهادهای زیرمجموعه سازمان سینمایی جزئیات بودجه سالانه و سرفصل هزینه‌های حمایتی خود را منتشر کنند.

در اولین گام این محمدمهدی حیدریان رئیس سابق سازمان سینمایی بود که در دوره سکان‌داری خود، تصمیم به انتشار جزئیات بودجه سازمان سینمایی گرفت.

در اولین گام و در راستای سیاست شفاف‌سازی سازمان سینمایی و در چارچوب قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، در تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۹۷، جزئیات بودجه مؤسسات زیرمجموعه سازمان سینمایی به تفکیک از سال ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۶ منتشر شد، که شامل بنیاد سینمایی فارابی، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، مؤسسه رسانه‌های تصویری، موزه سینما و مؤسسه هنر و تجربه می‌شد.

با روی کار آمدن حسین انتظامی به عنوان سرپرست سازمان سینمایی، بحث «شفافیت مالی» به‌صورت جدی‌تر در ردیف اولویت‌ها و دستورکار مدیریت کلان سینمای ایران قرار گرفت و همین مساله سبب شد تا هر کدام از نهادهای زیرمجموعه سازمان سینمایی به‌صورت جداگانه جزئیات بودجه و عملکرد مالی خود را منتشر کنند. اقدامی که با واکنش‌هایی از سوی سینماگران همراه شد.

یکی از مراکزی که با انتشار عملکرد مالی خود واکنش‌های بسیاری را رقم زد، بنیاد سینمایی فارابی بود؛ جدی‌ترین سوال در برابر انتشار فهرست حمایت‌های مالی فارابی هم پرسش از سازوکار حمایتی این بنیاد و فرمول مشارکت مالی این بنیاد در تولیدات سینمای ایران بود.

در این میان بودجه برگزاری دو جشنواره «فیلم فجر» و «جشنواره جهانی فیلم فجر» نیز منتشر شد. انتشار هرکدام از این اطلاعات حواشی‌ای را به همراه داشت و مخالفان و موافقان نظرات خود را ارائه داده‌اند.

روایت دوم؛ مجادله پول‌های کثیف

فرآیند شفاف‌سازی و مطالبه شفافیت اما در بخش دولتی سینما متوقف نماند و نوبت به بخش خصوصی هم رسید. اگر در حوزه دولتی این سازوکار تخصیص بودجه‌های حمایتی زیر ذره‌بین رسانه‌ها قرار گرفت در بخش خصوصی سرمایه‌گذاران کلان اما بی شناسنامه و نوظهور بودند که اصحاب رسانه‌ها را نسبت به خود مشکوک کردند.

هرچند تمرکز بر روی سابقه سرمایه‌گذاران فی‌نفسه ماهیتی تازه در فضای رسانه‌ای نداشته اما پرسش‌گری در این زمینه به‌خصوص در حوزه سینما و شبکه نمایش خانگی از زمانی شدت گرفت که پای بابک زنجانی به میدان تولید باز شد. همان بابک زنجانی معروفی که در کنار فعالیت‌های کلان اقتصادی به ناگهان تصمیم گرفت در کنار سینماگران بایستد، عکس یادگاری بگیرد و بخشی از دارایی خود را تبدیل به «فیلم» کند. بعدها هم که بابک زنجانی تبدیل به «ب. ز» شد، بخشی از پروژه‌های او در عرصه تولید در سینما متوقف شد و بخشی از فیلم‌های به سرانجام رسیده هم به جهت قرابت با نام این متهم اقتصادی از منظر فرهنگی بیشتر متضرر شدند تا منتفع!

داستان سرمایه‌گذاران حاشیه‌ساز سینما هم اما به همین یک مصداق محدود نماند و در سال ۹۷ نوبت به «م. الف» رسید که تبدیل به سیبل پرسشگری رسانه‌هایی شود که شفاف‌سازی مالی در بخش خصوصی را در دستور کار خود قرار داده بودند.

نام محمد امامی با سریال «شهرزاد» بر زبان‌ها افتاد و پس از آن در پروژه‌های میلیاردی سینما که اتفاقاً فروش موفقی در گیشه هم داشتند، به میان آمد. بیشترین شهرت را اما امامی زمانی به دست آورد که در لابه‌لای بررسی پرونده متهمان فساد اقتصادی در بانک سرمایه نام او و شریکش یعنی هادی رضوی هم به میان آمد. در سلسله جلسات رسیدگی به همین پرونده بود که نماینده دادستان از پول‌های کثیفی خبر داد که تبدیل به فیلم و یا سریال در شبکه نمایش خانگی می‌شوند؛ آدرسی که یادآور یکی از بحث‌های داغ رسانه‌ها در حوزه اقتصاد سینما در یک سال گذشته بود؛ بحث «پولشویی»!

پرونده پول‌های مشکوک و شبهه پولشویی در سینما اما همچنان مفتوح است و به رغم این میزان از صراحت در صحبت درباره آن هنوز هیچ برنامه مستقیمی در زمینه برخورد با این پدیده در دستور هیچ نهادی اعم از صنفی و یا دولتی قرار نگرفته است.

در طول برگزاری سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر، تهیه‌کنندگان سینمایی در مقام پاسخگویی برآمده و از سرمایه‌گذارانی که در آثار آنها مشارکت داشته‌اند گفتند و در روزهای پایانی سال هم سازمان سینمایی طبق وعده‌ای که داده بود به صورت رسمی فهرست سرمایه‌گذاران فیلم‌های حاضر در جشنواره را منتشر کرد تا شفافیت در این حوزه رسمیت بیشتری پیدا کند.

ظاهر امر این است که تمام سینماگران با ورود پول‌های کثیف و مشکوک به سینما مخالف هستند اما چرخه تولید در سینما چیز دیگری نشان می‌دهد! مطابق تجربه سال ۹۷ میدان عرض اندام برای سرمایه‌های کلان بسیار فراخ شده و باید دید سینمای ایران در سال ۹۸ چقدر موردتوجه سرمایه‌گذاران بخش خصوصی قرار خواهد گرفت؛ آیا تناسبی میان ورود پرانرژی و باانگیزه فعالان بخش خصوصی به عرصه‌های هنری و محافظت نسبت به ورود پول‌های مشکوک به این میدان به‌وجود خواهد آمد؟

روایت سوم؛ مجادلات اکران

اکران مهمترین بخش در چرخه اقتصادی سینما به شمار می‌رود و تهیه‌کننده سینمایی تمام تلاش خود را می‌کند تا بهترین فرصت اکران را به‌دست آورند، اما اکران تنها جنگ بر سر بهترین نوبت‌های نمایش فیلم نیست، درست همانند حواشی که معمولاً برای اکران نوروز پیش می‌آید. اگر بخواهیم مجادلات حوزه اکران در سال ۹۷ را موردبررسی قرار دهیم می‌توان آن را به چند اتفاق مهم تقسیم کرد.

یکی از مهمترین اتفاقاتی که در حوزه اکران رخ داد، مساله افزایش سرگروه‌های سینمایی بود، در این سال تعداد سرگروه‌های سینمایی به ۷ گروه رسید که یکی از دلایل آن افزایش تعداد سینماها در کشور بود. البته برای سال ۹۸ نیز قرار بود به تعداد سرگروه‌های سینمایی اضافه شود که با آن مخالفت شد، می‌توان یکی از دلایل مخالفت در این بخش را کمبود تولید فیلم در سینمای ایران دانست و اینکه هرچقدر تعداد سرگروه‌های سینمایی افزایش پیدا کند، به دلیل کمبود تنوع در سینمای ایران با کاهش مخاطب مواجه خواهیم شد.

در آخرین روزهای سال ۹۷ و بعد از تصمیم‌گیری نهایی شورای صنفی نمایش تغییراتی در سرگروه‌های سینمایی ایجاد شد، در سال ۹۷، هفت سرگروه سینمایی شامل آزادی، استقلال، کورش، ایران، ماندانا، زندگی و باغ کتاب میزبان اکران فیلم‌های سینمایی بودند و در سال ۹۸ قرار است سینماهای آزادی، استقلال، آستارا، فرهنگ، باغ کتاب، ایران و زندگی سرگروهی اکران را برعهده داشته باشند.

فارغ از مسئله ترکیب سرگروه‌ها اما یکی دیگر از اتفاقاتی که در حوزه اکران در سال ۹۷ موردتوجه رسانه‌ها قرار گرفت، تصمیم‌گیری برای اکران فیلم‌های خارجی در سینماهای کشور بود. البته این تصمیم‌گیری با انگیزه حمایت از تولید فیلم‌های ایرانی تلفیق شده بود!

در عرصه اجرا، تنها ۱۱ فیلم خارجی در طول سال ۹۷ توانست رنگ پرده را به خود ببیند که به جهت نبود تبلیغات مناسب آن هم مخاطب چندانی نداشت در سال گذشته برای نخستین‌بار بحث «اکران فیلم خارجی» به صورت رسمی در آئین‌نامه اکران سال مصوب شد و متولی سامان‌دهی آن مؤسسه رسانه‌های تصویری معرفی شد. با این وجود اما در عرصه اجرا، تنها ۱۱ فیلم خارجی در طول سال ۹۷ توانست رنگ پرده را به خود ببیند که به جهت نبود تبلیغات مناسب آن هم مخاطب چندانی نداشت.

علی آشتیانی‌پور مدیر پخش فیلم‌های خارجی در سینماهای ایران در گفتگویی با خبرنگار مهر ضمن تشریح جزئیات این طرح گفته بود: هدف ما این است که به جریان اکران جهان نزدیک باشیم و این فیلمی که به زودی در سینماها اکران خواهد شد از جمله آثار روز جهان است که مدت زمان زیادی از اکران آن نمی‌گذرد.

هرچند تلاش‌هایی در این زمینه صورت گرفت اما این تجربه در گیشه چندان با موفقیت همراه نبود، ۱۱ فیلم خارجی در سینماها اکران شد که در مجموع ۵۰۰ میلیون تومان فروش داشت، هرچند مسئولان اجرایی شدن این طرح، اکران فیلم‌های خارجی را یک طرح شکست خورده نمی‌دانستند، اما فروش و استقبال اندک از این آثار خود گواه همه چیز است.

مجادله بر سر اکران فوتبال در سینماها هم از بحث‌های داغ حوزه اکران در سال ۹۷ بود. بی شک پیش از هرکس این سینماداران بودند که از طرح نمایش بازی‌های ایران در جام جهانی روسیه استقبال کردند. البته فوتبال دوستان نیز تمایل بسیاری داشتند که این بازی‌ها را به صورت دست جمعی و در سینماها تماشا کنند و هیجان خود از دیدن چنین بازی‌هایی را با تعداد بیشتری از افراد اشتراک بگذارند. به هر حال این طرح در طول مسابقات جام جهانی فوتبال در روسیه اجرا یی شد که البته با اعتراض‌هایی از سوی سینماگران همراه شد.

در واقع نمایش فوتبال در سینماها سبب شد تا سئانس‌هایی که برای فیلم‌های در حال اکران در نظر گرفته شده بود، بسوزد و همین مساله اعتراضاتی را به همراه داشت.

به همین دلیل تصمیم گرفته شد تا بخشی از هزینه فروش بلیت مسابقات فوتبال توسط سینماها به حسابی در خانه سینما واریز شود تا از طریق خانه سینما به صاحبان فیلم‌ها پرداخت شود. مبلغ موردنظر که باید به حساب خانه سینما واریز می‌شد ۲ میلیارد تومان بود که از این مبلغ بخشی از سوی سینماداران به حساب خانه سینما واریز شد و بخشی از آن نه. سرانجام هم در میان پیگیری رسانه‌ها و بی‌پاسخ ماندن سوالات آنچه نامشخص و بلاتکلیف باقی ماند سرنوشت همین پول‌ها بود!

به هر حال با تمام شرایط موجود، مشخص نیست که در سال جدید آیا این امکان وجود دارد که مسابقات مهم فوتبال در سینماها نمایش داده شود یا خیر.

یکی دیگر از مهمترین اتفاقاتی که در حوزه اکران رخ داد، راه اندازی سامانه فروش بلیت سینماها در کشور توسط مؤسسه «سینماشهر» بود. این سامانه شرایطی را فراهم می‌کند تا نه تنها اهالی سینما بلکه همه افراد بتوانند به صورت آنلاین از وضعیت فروش فیلم‌ها در سینماهای سراسر کشور مطلع شوند، بر اساس این سیستم با توجه به فروش الکترونیکی بلیت سینماها، آمار فروش بدون دخالت شرکت‌های پخش در اختیار همه قرار می‌گیرد.

روایت چهارم؛ سازمان سینمایی در مسیر چابک‌سازی

با روی کار آمدن حسین انتظامی بعنوان سرپرست سازمان سینمایی، یکی از بحث‌هایی که موردتوجه قرار گرفت، مساله کوچک سازی در سازمان سینمایی بود؛ انتظامی در اولین گام دستور ادغام مؤسسه رسانه‌های تصویری با نهادهای همسو در سازمان سینمایی را صادر کرد. در این ادغام بنابر این بود که وظایف و مأموریت‌های مؤسسه رسانه‌های تصویری به معاونت‌های مربوطه سازمان سینمایی و ۲ مؤسسه وابسته که همخوانی بیشتری با این وظایف و مأموریت‌ها، دارند، منتقل شود؛ مهدی یزدانی مدیرعامل مؤسسه رسانه‌های تصویری مخاطب ابلاغ این حکم بود و احتمالاً در سال ۹۸ ابعاد پررنگ‌تری از این دستورکار عیان خواهد شد.

در همین راستا شنیده‌هایی نیز مبنی‌بر ادغام دو نهاد تأثیرگذار در سینمای ایران یعنی انجمن سینمای جوانان ایران و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی منتشر شد که موجی از نگرانی‌ها را میان فیلمسازان کوتاه و مستندسازان به‌وجود آورد. اما بعد از مدتی از ایجاد این حواشی حسین انتظامی در پیامی در توئیتر اعلام کرد: «در تحول ساختار سازمان سینمای، انجمن سینمای جوانان ایران و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، ضمن تثبیت، قدر بیشتری خواهند دید. بودجه حمایتی فیلم‌های کوتاه، مستند و انیمیشنی که فیلمسازان جوان می‌سازند رشد چشمگیر می‌یابد. در تجدید ساختار و ضابطه نویسی به همفکری فعالان صنف نیاز داریم.»

این پیغام از سوی سرپرست سازمان سینمایی حاکی از این بود که انجمن سینمای جوان و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی قرار است همچنان به کار خود ادامه دهند.

در همین راستا، سیدصادق موسوی مدیرعامل انجمن سینمای جوان طی مصاحبه‌ای با خبرگزاری مهر تاکید کرد: اگر در موسساتی مانند رسانه‌های تصویری و مدرسه ملی سینما، به مقوله انحلال و تمام شدن دوره عملکرد فکر می‌شود، در انجمن سینمای جوان کاملاً برعکس است و سازمان سینمایی در این بخش کاملاً به مقوله توسعه فکر می‌کند. این توسعه شامل توسعه کمی و توسعه کیفی است. توسعه کمی دفاتر از ۲ سال گذشته آغاز شده است و شامل توسعه نمایندگی‌های انجمن می‌شود، در گذشته انجمن سینمای جوانان نمایندگی‌هایی در سراسر کشور داشت، اما امروز در کنار دفاتر انجمن، نمایندگی‌هایی را در استان‌های مختلف با حمایت‌های استانی تأسیس کرده‌ایم که این امر در سال ۹۸ دنبال می‌شود.

باید دید عملکرد سازمان سینمای در سال ۹۸، در حوزه چابک‌سازی بدنه مدیریتی سینما چگونه خواهد بود و هر یک از این سازمان‌ها و نهادها چه سرانجامی پیدا خواهند کرد؟

روایت پنجم؛ اوج‌گیری انیمیشن‌سازان

فارغ از مباحث مدیریتی و صنفی اما یکی از مهمترین تحولاتی که طی یک سال گذشته در سینمای ایران شاهد بودیم، بالیدن بیش از پیش «انیمیشن» بود. در این راستا از ابتدای سال ۹۷ شاهد اکران فیلم‌های سینمایی انیمیشن در سینمای ایران بودیم که با استقبال خوبی از سوی مخاطبان همراه بود. این موج با اکران فیلم انیمیشن «فیلشاه» به کارگردانی هادی محمدیان بود که در نوروز ۹۷ در سینماهای کشور آغاز شد و توانست مخاطبان خود را جذب کند.

انیمیشن «امین و اکوان» به کارگردانی زحل رضوی نیز نیمه دوم سال گذشته در سینماهای کشور اکران شد تا جایگاه انیمیشن‌های بلند سینمایی در چرخه اکران بیش از پیش تثبیت شود.

این ثبات در چرخه اکران اما تنها بخشی از جریان قدرت‌گیری انیمیشن در مختصات سینمای ایران طی یکسال گذشته بود؛ برگزاری اولین جشن مستقل انیمیشن در سینمای ایران بدون وابستگی به خانه سینما از مهمترین اتفاقاتی بود که در سال گذشته شاهد بودیم و جامعه انیمیشن ایران را یک گام بلند به سمت استقلال کامل سوق داد.

مساله جالب دیگر در حوزه انیمیشن، حضور ۳ انیمیشن «آخرین داستان» به کارگردانی اشکان رهگذر، «شب آفتابی» به کارگردانی علی مدنی و «بنیامین» به کارگردانی محسن عنایتی در سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر بود. حضور این ۳ انیمیشن بلند سینمایی در جدول اکران جشنواره فیلم فجر خود نوید توجه سینمای ایران به انیمیشن را به همراه داشت و انیمیشن «آخرین داستان» به کارگردانی اشکان رهگذر هم توانست سیمرغ بلورین بهترین انیمیشن را از سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر دریافت کند؛ اولین سیمرغی که به‌صورت اختصاصی در آئین‌نامه جشنواره فیلم فجر برای این تولیدات در نظر گرفته شده بود.

در همین راستا حسین انتظامی سرپرست سازمان سینمایی در گفتگوی با خبرنگار مهر، بر اهمیت سینمای انیمیشن تاکید و بیان کرد: در تلاش هستیم تا بودجه مناسبی را برای توسعه سینمای انیمیشن داشته باشیم و این امر بعد از اعلام بودجه سینمای ایران در ابتدای سال ۹۸ مشخص می‌شود.

وی همچنین در بخش دیگری از صحبت‌های خود تاکید کرد: خوشبختانه آثار انیمیشن ایران به خصوص فیلم‌های کوتاه انیمیشن توانسته‌اند در جشنواره‌ها و بازارهای بین‌المللی موردتوجه قرار گیرد، عرضه داخلی آثار انیمیشن سینمایی با اعداد فروشی که دارند، بسیار امیدوارکننده است و این نشان می‌دهد که ما می‌توانیم در عرصه تجاری جهانی ظاهر شویم، تاکید می‌کنم که سینمای ایران در حوزه انیمیشن کاملاً قابل‌رقابت با آثار برجسته سینمای جهان است.

همه شواهد نشان از آن دارد که سینمای انیمیشن ایران در نقطه آغاز یک جهش بزرگ است که تماشای دستاوردهای آن در همین سال ۹۸ هم چندان دور از انتظار نیست.

دغدغه ام به چالش کشیدن معضلات اجتماع است/ خودکشی در یک فیلم کوتاه

توفیق امانی کارگردان فیلم کوتاه «این جا جاده ها پایان ندارد» در گفتگو با خبرنگار مهر درباره این اثر گفت: در پی مشاهدات، شنیده‌های شخصی و تحقیقات میدانی درباره موضوع فیلم که خودکشی بود به ویژه در شکل نامتعارفش، فکر کردم بهتر است دغدغه ام را در قالب یک فیلم دراماتیک داستانی برای مخاطب بازگو و سعی کنم با به چالش کشیدن یک معضل اجتماعی که متاسفانه برگرفته از واقعیت است، روی تماشاگرم تاثیر بگذارم.

وی در بخش دیگر از صحبت هایش بیان کرد: کلاً فیلم های جاده ای سختی ها و دردسرهای خاص خود را دارند و به جرات می توانم بگویم که همه بخش های فیلم از سکانس خودسوزی گرفته تا تمامی سکانس هایی که در جاده می گذرد، استرس‌زا و سخت بودند ضمن اینکه زمان فیلمبرداری ما در فروردین ماه بود و شرایط متغییر آب و هوایی باعث طولانی شدن زمان تولید می‌شد.

امانی درباره بهتر شدن بستر اکران فیلم های کوتاه و نقش «هنر و تجربه» در این زمینه اظهار کرد: به طور قطع باید بستر اکران فیلم های کوتاه فراهم شود در همین زمینه گام‌هایی که «هنر و تجربه» برداشته به شرط تداوم و گسترش با یک ساز و کار مطمئن و دراز مدت، درگاه تازه ای به روی فیلم کوتاه در ایران است و همین امر می تواند فیلمسازان فیلم کوتاه را بر ادامه مسیر امیدوارتر کرده و روند رو به رشدی را به ویژه از جهت کیفی برای سینمای کوتاه ایران به دنبال داشته باشد.

امانی توضیح داد: معتقدم یکی از رسالت های خیلی مهم فیلمساز بازگو کردن معضلات اجتماعی و به چالش کشیدن آنها در فرم و قالبی تاثیرگذار است با ذکر این نکته که گاهی برای تاثیر بیشتر و تاکید بر وخیم بودن اوضاع به ناچار باید چهره کریه یک معضل اجتماعی را به تصویر کشید ضمن اینکه همیشه سعی و تاکیدم بر لحاظ یک نوع بالانس در نمایش نقاط سیاه و سفید اجتماعی بوده و این به وضوح در فیلم «اینجا جاده ها پایان ندارد» قابل مشاهده است. این یک اصل خیلی مهم برای تاثیرگذاری هر چه بیشتر و عدم گارد گرفتن مخاطب در مقابل موضوع است. نگاه از دریچه و زاویه انسانی اصل دیگری است که می تواند به فراگیر و گسترده تر کردن دایره نمایش اثر کمک کند.

این کارگردان در پایان به بیان جدیدترین فعالیت های خود پرداخت و گفت: مشغول تدوین پروژه های مختلف و درصدد پیش تولید و ساخت یک فیلم داستانی هستم.

۸ میلیون تومان سهم انجمن فیلمبرداران از عیدی یک میلیاردی ارشاد

به گزارش خبرنگار مهر، در پی شفاف‌سازی انجمن‌های مدیران تولید، منتقدان و نویسندگان سینمای ایران، کارگردانان سینمای ایران، کارکنان لابراتوار فیلم، سالن‌داران و سینماداران در مورد سهم‌شان از عیدی یک میلیارد تومانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به سینماگران؛ تورج منصوری رئیس انجمن فیلمبرداران سینمای ایران هم در این مورد بیان کرد: سهم این انجمن هشت میلیون تومان بوده است.

وی با اعلام این خبر به مهر گفت: از رقم یک میلیارد تومانی عیدی ارشاد به خانه سینما تا امروز اطلاعی نداشتم.

این فیلمبردار و تهیه کننده سینما ادامه داد: به انجمن اطلاع دادند که ۴۰ کارت ۲۰۰ هزار تومانی برای عیدی بین اعضا در نظر گرفته شده است و به نماینده انجمن تحویل می‌شود.

منصوری در پایان تصریح کرد: بهرام بدخشانی و علی لقمانی هم تلاش کردند این رقم ۸ میلیون تومانی را به دقت بین اعضای نیازمندتر انجمن فیلمبرداران سینمای ایران تقسیم کنند.

هنرمندان پیشتار موج حمایت از سیل زدگان خواهند بود

به گزارش خبرگزاری مهر، سید عباسی صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دوشنبه ۵ فروردین ماه در جدیدترین توئیت خود از هنرمندان و نویسندگان سراسر کشور درخواست کرد تا پیشتاز موج مردمی حمایت از سیل زدگان باشند.

در این توئیت آمده است: «در بهاران مهر، کاشانه‌های ویران و دیدگان گریان هموطنان سیل‌زده در گلستان و مازندران منتظر یاری‌مان هستند، هنرمندان و نویسندگان کشور، پیشتازان این موج مردمی خواهند بود.»

ثبت شرکت در کشور لهستان

ثبت شرکت در کشور لهستان یکی از مناسبترین راهها برای دریافت اقامت لهستان است. یکی از بهترین انواع شرکت در این کشور شرکت با مسئولیت محدود است که کمترین ریسک را برای دارنده آن دارد. در این مطلب نکات مهمی درباره ثبت شرکت در کشور لهستان برای شما قرار داده ایم. پس با گروه مهاجرتی پارس مهاجر همراه باشید. همچنین شما اطلاعات هزینه زندگی در لهستان را در مطالب دیگر سایت مطالعه نمایید.

 

مزایا ثبت شرکت در کشور لهستان :

  • ایجاد کسب و کار و داشتن درآمد مناسبثبت شرکت در لهستان
  • دریافت اقامت کشور لهستان برای تمام اعضای خانواده
  • امکان ایجاد کسب و کار و زندگی در هر نقظه از شنگن
  • مالیات مناسب نسبت به سایر کشورهای اروپایی
  • قوانین منعطف تر نسبت به سایر کشورهای اروپایی
  • هزینه مناسب نیروی کار

 

خدمات گروه پارس مهاجر :

  • ثبت شرکت مسئولیت محدود در کشور لهستان
  • رسیدگی به امور دادگاهی و مراجعه به ارگانها و سازمانهای مورد نیاز
  • خدمات حسابداری و دفاتر مجازی و حقیقی
  • خدمات حسابرسی سالیانه
  • راهنمایی برای راه اندازی تجارت های مناسب در کشور لهستان
  • راهنمایی برای دریافت اقامت شرکتی برای فرد متقاضی و خانواده

ثبت شرکت لهستان

ثبت شرکت در کشور لهستان
ثبت شرکت در کشور لهستان

در کشور لهستان نیز همانند کشور ما ایران انواع مختلفی از شرکت وجود دارد که بسته به شرایط مزایا و معایب شخص باید تصمیم بگیرد که کدام نوع این شرکتها را برای راه اندازی کسب کار خود انتخاب نماید . البته نوع شرکتی که مورد نیاز ایرانیان عزیز باشد و به منظور تسهیل شرایط مهاجرت به لهستان می تواند انتخاب شود شرکت با مسئولیت محدود است .

 

انواع تجارت در لهستان

خود اشتغالی :

این نوع شرکت برای افرادی مناسب است که قصد ایجاد راه اندازی تجارتی کوچک و تک نفره برای خود را دارند . و برای ثال می خواهند زبان مادری خود را در کشور لهستان آموزش دهند .
هدف : راه اندازی یک تجارت کوچک یک نفره
موسس : خود شخص
حداقل سرمایه : ——
شخصیت حقوقی : در این نوع شرکت شخص همانند کارآفرین است و شخصیت حقوقی محسوب نمی شود .
مسئولیت : کار آفرین مسئول بدهی ها تعهدات خود است که با اموال و دارایی های خود آن را تامین می کند.
مالیات : مالیات بر درآمد شخصی PIT

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز